لبخند که می‌زنی ...

 

حرف که می‌زنی
من از هراس طوفان
زل می‌زنم به میز
به زیرسیگاری
به خودکار
تا باد مرا نبرد به آسمان.

لبخند که می‌زنی
من
ـ عین هالوها ـ
زل می‌زنم به دست‌هات
به ساعت مچی طلایی‌ات
به آستین پیراهن ا‌ت
تا فرو نروم در زمین.

.
.
.

"مصطفی مستور"

/ 1 نظر / 7 بازدید
علی

ایشالا همیشه همین جوری یکی باشید